ابو القاسم راز شيرازى

218

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و « ابا ذرّ » « 24 » و « مقداد » « 25 » و « عمّار » « 26 » و « بلال » « 27 » و غير ذلك . و گفتند

--> - آورده است كه پيغمبر اكرم دربارهء « سلمان » فرمود : سلمان بحر لا ينزف و كنز لا ينفد ، سلمان منّا اهل البيت : « سلمان » دريائى است كه تهى نشود و گنجى است كه پايان نپذيرد « سلمان » از ما خاندان نبوّت و اهل بيت طهارت است . و حضرت صادق آل محمّد عليه السّلام در حقّش فرمود : ادرك سلمان العلم الاوّل و العلم الآخر . . : « سلمان » علوم اوّلين و آخرين را دريافت . . . . و در حديثى حضرت صادق فرمود : فصلوات اللّه على سلمان : درود خدا بر « سلمان » باد . . و مناقب آن جناب بيش از آنست كه در اين پاورقى گنجد . و چون ميانهء اهل ايمان پس از اهل بيت پيغمبر يگانهء زمان خويش بوده است لهذا اولياء محمّديّين را كه در طريق معرفت و محبّت اهل بيت اطهار به شامخ‌ترين مقامات نائل آيند و معمولا در هر روزگار چنين شخصيّت ، يك تن بيش نيست او را « سلمان » زمان خود خوانند سلام على ذكرهم و رحمة اللّه و بركاته . جناب « سلمان » در دوران زمامدارى « عمر خطّاب » به فرماندارى « مدائن » منصوب گشت و تا پايان عمر طولانى خويش بدين سمت باقى بود . وفات او را بين سالهاى 34 تا 36 نوشته‌اند ( قبلا در مقدّمه بطور اختصار دربارهء « سلمان » مطالبى نگاشته آمده بود لازم دانست كه در اينجا اندكى مفصّل‌تر از آن جناب سخن به ميان آيد ) . ( 24 ) - به ترجمهء او در پاورقيهاى قبل رجوع شود . ( 25 ) - « محدّث قمى » آورده است كه نام پدر « مقداد » « عمرو بهرانى » است و چون « اسود بن عبد يغوث » ( از مشاهير عرب ) او را به فرزندى برگزيده و پرورش داده بود لذا به « مقداد بن اسود » معروف شد آن جناب از خواصّ اصحاب پيغمبر و دومين از چهارمين اركان اربعه است . سنّى و شيعه در عظمت منزلت او همداستانند . . « ضياعه » دختر « زيد بن عبد المطّلب » دختر عموى پيغمبر ، زوجهء او بوده است « مقداد » در همهء غزوات در خدمت رسول خدا ( ص ) در صف مجاهدان و جانبازان ، همواره در راه اسلام مىكوشيده است . وفات « مقداد » به سال 33 هجرى در « جرف » كه يك فرسنگى « مدينه » است اتّفاق افتاد و او را به قبرستان « بقيع » آورده به خاك سپردند . ( 26 ) - كنيه‌اش « ابو اليقضان » و از بزرگان صحابه و يكى از اركان اربعه و از اصفياء اصحاب امير مؤمنان است . او از كسانى است كه در راه خدا از دست مشركان قريش بسى شكنجه ديده و از مهاجرين به حبشه و حضوريافتگان در جنگ « بدر » است . آن جناب در آغاز اسلام به همراه پدرش « ياسر » و مادرش « سميّه » و برادرش « عبد اللّه » اسلام آوردند و چون بسيار مورد شكنجه و آزار قريش واقع مىشدند هرگاه كه رسول خدا ( ص ) بر ايشان مىگذشت ايشان را تسلّى مىداد و امر به شكيبائى مىنمود و مىفرمود : صبرا يا آل ياسر فانّ موعدكم الجنّة : اى « آل ياسر » پايداريد و از جا مرويد كه ميعادگاه شما بهشت است . . . جناب « عمّار » با كهولت سنّ كه نزديك به نود سال داشت در ميدان « صفّين » در پيش روى حجّت خدا امير مؤمنان على عليه السّلام آن‌قدر شمشير زد تا به درجهء شهادت نايل گرديد و اين حادثه در نهم صفر سال 37 هجرى اتّفاق افتاد . ( 27 ) - « بلال بن رباح » مؤذّن رسول خدا و خازن بيت المال بود كنيه‌اش « ابو عبد الكريم » يا « ابو عبد اللّه » است . « بلال » يك تن از مسلمانانى است كه همچون « عمّار ياسر » از كفّار قريش بسيار مورد شكنجه قرار -